سيد محمد كمره اى

493

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

امتناع از حكميت چهارشنبه 28 ذيقعده . - صبح بعد از خواب آقا سيد رحمن و آقا سيد هادى را از آن حياط به اين حياط گفتم آمدند چايى خورده ، آن‌ها به ميدان انگورفروشى ، من هم به خانه خلخالى رفته ببينم چه فرمايشى دارند . اظهار داشتند كه چون تركه مرحوم حاج على بايد تقسيم شود احمد آقا خيال دادن را ندارد و پرويز خيال آنكه هرچه قسمت او است گرفته شود . افجه‌اى مىگويد من رضايت خاطر احمد آقا را از دست نمىدهم و عيال افجه‌اى با برادرش احمد آقا رايگان است ، راضى به منازعه با احمد آقا نمىشود . آقا حبيب آقا با افجه‌اى است و آقا حسين آقا برادر ديگر احمد آقا با پرويز است و چون كار اين‌ها بغرنج شده مىخواهم اگر شما بتوانيد داخل اين كار شويد . گفتم به صلاح‌بينى و خواهش فقط از من كار از پيش نمىرود و در ساير مطالب من اهل نيستم . گفت من مقصودم اين است كه چون شما سابقه كامل از سى سال قبل با آن‌ها داريد و مثل مساوات با آن‌ها بوده‌ايد شايد به صلاح‌بينى بتوانيد از پيش ببريد و اگر نرفت همت نماييد به قوه عدليه و غيره رفع مناقصه و منازعه آن‌ها بشود . گفتم از عهدهء بنده خارج و به اين كارها وارد نمىشوم . شكراب شدن ميانهء خلخالى و تشكيليون بعد شمه‌اى از پاره شدن بين خودش و تشكيليون نقل كرد كه با من جدا طرف هستند . مؤتمن السلطنه پس‌پريروز كه به معاونت ماليه معرفى شد رسما رفتيم ديدنش . نجات و تدين رفتند قدرى صحبت كردند . بعد مؤتمن السلطنه گفته بود يا رياست وظايف يا همين خالصه . بعد به من گفتند . من امتناع از محاكمات و وظايف نمودم . معلوم شد آقايان همه‌چيز را قطعى نموده‌اند كه چه شخصى به چه شغل و خالصه را باز براى مقوم ، كه همه تشكيليون استفاده نمايند . ضديت نجات و تدين با دخول بينش در كار بعد مؤتمن السلطنه به آن‌ها گفت مىخواهم كه در حق بينش مساعدتى بنمايم . خواهش دارم كه شماها حرف نزنيد و مانع نباشيد و از طرف من هم معلوم نشود كه براى او كارى كرده‌ام . نجات و تدين گفتند نمىشود .